قهرمان ميرزا عين السلطنه
421
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
از شب رفته منزل آمدم . هفتاد و دو منبر امروز خوانده شد . راستى از صبح تا عصر در حركت بودم . روز خوبى بود . . . « * » شنبه 25 ربيع الثانى - ششم قوس است . هوا ابر بود و سرد شده است . شب خوابى نكرده و صبح دير برخاستم . منزل بودم . باغ از شدت برگ كثيف شده است . طهران فصل خوبى ندارد . اگر همدان زمستان سرد است در عوض بهار و تابستان به آن قشنگى و خوبى دارد كه آدم لذت مىبرد . طهران شش ماه گرم و كثيف و بد است ، شش ماه سرد و گل است . حقيقت جاى قابلى جهت پاىتخت نيست . از روزى كه از همدان آمدهام خيلى لاغر شدهام . دليل معلوم نشده است . . . « * » از اوقات تلخى انگشتر را از دستم بيرون كردم . در همدان در كمال سختى به دستم مىرفت . حالا در كمال سهولت به جزئى حركتى بيرون مىآيد . . . « * » عصر خانهء ميرزا موسى خان كارگزار رشت كه خانهء كوچك ما را اجاره كرده رفتم . ميرزا اسحق خان بود . آدم خوبى است . سه ساعت از شب رفته است . زير كرسى نشستهام و خيالات مىكنم . . . « * » تا خدا كدام را صورت بدهد و صحيح بداند . خانهء حاجى كاظم صراف يكشنبه 26 ربيع الثانى - صبح ابر و باران مىآمد . خانهء حضرت و الا رفتم . گل در كوچهها زياد بود . بعد از ناهار حجرهء ميرزا احمد تاجر رفتم . برك جهت لباده نداشت . هرچه تنباكو در كاروانسراى امير بود كمپانى تنباكو خريده است . . . « * » خانهء حضرت و الا آمده بعد از صرف چايى سواره منزل آمدم . حمام حاجى كاظم رفتم ، متصل به باغ ماست . سابقا اين خانهها و حمال مال حاجى كاظم صراف بود . خانهها را عوض طلب صنيع الملك مرحوم برداشت ، حمام را قوام الدوله . اين دو خانه حال متعلق به ما شده است . باغ بيرون و اندرون طويلهء خوب دارد . دو حياط ديگر و يك باغچه هم اجاره دادهايم . شب باران زياد آمد . هوا سرد شده است . . . « * » اسمگذاران شب جمعه دوم ربيع الثانى - شب هفت مولود تازه بود . چون ديشب با حضرت و الا سفارت اطريش مهمان بودند امشب قرار اسمگذاران شد . اسم مولود را جناب صدر - العلما گذاشت . تا بنده خانم ناميده شد . خداوند مبارك كند . جمعى از همشيرهها بودند . شب خوش گذشت . دو نفر پسر به سن هفت و يازده يهودى مطرب بودند . پسر هفت ساله تار را خوب مىزد . هردو خوشگل و خوب بودند . شباهت به يهودى ندارند . . . « * » خيلى تماشا كردم . شب خيلى دير خوابم برد . روز جمعه از خانهء خانم شاهزاده سوار شده تند به شمران باغ تجريش رفتيم . هوا آفتاب و خوب بود . آسياى خوبى حضرت و الا تازه ساخته است . قدرى درخت انداخته شد كه هيزم كرده شهر بياورند . سوخت
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .